ده ماهگی زهرا
زهرا دختر ناز نازی مامان و بابا امروز ١٠ ماهه شده.

مامانی تبریک می گم، حالا دیگه 10 ماهه شدی ها.





دخترم تا حالا کلی کارای جدید یاد گرفته:
چهار دست و پا می ره، دستش و می گیره به مبل ها و اطراف حال می گرده، از تخت خواب ما بالا و پایین میره، از حالت ایستاده به راحتی می شینه.
من و باباش و صدا می کنه، مامان بابا میگه.

مامان جون یا دایی رو که ببینه با دست بهشون می فهمونه که بلندش کنند،
بابا که از کار می یاد باید بغلش کنه، نمی ذاره که لباسشو عوض کنه یا دستاشو بشوره.
نسبت به هر چیز که مخالف نظرش باشه شکایت می کنه، در واقع غر می زنه.

دست دستی می کنه، به هر چیزی اشاره می کنه.
با دختر خالش ریحانه دعوا می کنه، وقتی کنار محمد حسین باشه اول ذوق می کنه ولی اگه بهش دست بزنه یه کله بهش می زنه.
غذا به زور می خوره، اگه نخواد با دست می زنه زیر ظرف غذا، به راحتی هر چیزی رو که به زور خورده بالا می یاره.
موبایل منو که ببینه با سرو صدا می فهمونه که براش کلیپ عروسک و بزارم اگه چیزه دیگه ای بزارم باز غر می زنه، اگه موبایل من دست ریحانه باشه به من می فهمونه که ازش بگیرم.
با هر آهنگی که از تلویزیون پخش می شه خودش و تکون می ده، رو چهار دست وپا جلو و عقب میره.
علاقه خاصی به آشپزخونه و اجاق گاز داره، من که کنار ظرفشویی برم به سرعت خودش و به من می رسونه و می خواد که بغلش کنم.
بغلش که می کنم زل می زنه تو چشمام و با تعجب منو نگاه می کنه.
اگه قرار باشه بریم بیرون تا می یایم حاضر بشیم کلی گریه می کنه تا بغلش کنیم می ترسه که نبریمش. 

تو حموم توی وان نمی مونه سریع می یاد بیرون می خواد کف حموم چهار دست و پا بره اما سر می خوره، دوست نداره آب روی سرش بریزه، از حموم که بیرون می یایم اول مکافات چون با لباس پوشیدن مشکل داره و همش گریه می کنه شلوار و هنوز نپوشیده در می یاره تازه بعدش هم چیزی سرش نمی شه باید بی معطلی بهش شیر بدیم وگرنه گریه اش قطع نمی شه. 

از کلاه و روسری و جوراب و این جور چیزای تنگ بدش می یاد، دخترم گرمایی ای.
با دستشویی مشکل داره هر کی بره توش گریه کنان خودش رو به پشت در می رسونه و تا بیرون نیای گریه می کنه و به در می زنه.
از هر در بسته ای بدش می یاد اگه بفهمه در اتاق مثلا باباش بسته است خودش و به اون می رسونه و با هر چی دستش به اون می زنه و سرو صدا به پا می کنه.

عاشق آینه است در واقع عاشق خودش، یا یه آینه دستش و مدام خودشو می بینه یا می ره جلوی آینه کمد وای میسته و با خودش بازی می کنه.
عاشق لب تاب، اگه جایی یا دست کسی ببینه با تقلا خودش و به اون می رسونه و دگمه هاش و فشار می ده اینه که من فقط وقتی خوابه می تونم مطلب بنویسم.
عاشق اینه که باهاش بازی کنیم اونوقته که از ته دل بلند بلند می خنده.
ساعت ١ شب زودتر نمی خوابه کلا به سختی می خوابه و شبا با دیر خوابیدنش مشکل داریم، ولی صبح تا ١٠ می خوابه.
عروسکاشو بیشتر از بقیه اسباب بازی هاش دوست داره بخصوص عروسکی که صدا داشته باشه.
دو تا دندون هم بیشتر نداره.
پوستش به همه نوع پوشک حساسیت داره به جز پمپرز، آخی بچم خرجی نداره.
وزنش ٧٥٠٠، قدش ٧٣، دور سرش ٤٤ 

********
و در آخر، یه دو هفته ای هست که سرما خورده و هنوز خوب نشده همش سرفه می کنه و آب دماغش آویزونه... 
از بس سرفه می کنه هر چی خورده بالا می یاره، خدا کنه که خوب شه نازنینم.......


ده ماهگی زهرا
